صائن الدين على بن تركه
17
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
و چون اصل كتابى كه به خاتم فرود آمده « 1 » صورت آن بيست و هشت عدد است و وجوه صور اصلى تنوعات علوم خاصهء او بيش از اين نيست ، هرآينه فصول اين كتاب كه صور وجوه و تنوعات معرفت صاحبش است هم بر آن عدد « 2 » نهاده شد تا موافقت و مطابقت متحقق گردد . و چون كمال معرفت بر وجه مطابقت مذكور آگاهى است از يگانگى حق تعالى به وجهى كه از تفرقهء آغاز و انجام و چگونگى مبدأ و معاد خالى نماند ، از براى آن مصنف بعد از تبيين معنى عشق چنانچه « 3 » در ديباچه بروجه مشروح آن را روشن گردانيده مىخواهد كه بيان مبدئيت او و جهت « 4 » تقدمش بر عاشق و معشوق ذاتا و حكما و عينا روشن گرداند . لمعهء اول در بيان مبدئيت عشق و وجه تقدم او بر عاشق و معشوق ذاتا و آن در تعيّن اول صورت بندد ، چنانچه تحقيق آن در بيان « 5 » ديباچه روشن گشته « 6 » . قوله : « و ما الوجه الا واحد » الى اخره . يعنى بر مجالى نفس الامر و به منصات « 7 » واقع غير از يك رو نيست اينقدر هست كه چون تو در مطمورهء « 8 » كثرت آينههاى « 9 » مدارك و مشاعر متعدد گردانى و آماده دارى هرآينه در هر يكى « 10 » رويى نمايد و رويهاى بسيار در عالم نمايش كونى هويدا گردد . لمعهء « 11 » دوم « سلطان عشق » الى اخره . در بيان ظهور عاشق و معشوق از عشق وجودا « 12 » و تقدم او بر ايشان حكما ، و موطن آن تعيّن دوم است چنانچه تحقيق آن نموده شده « 13 » در طى بيان ديباچه .
--> ( 1 ) - ب : آمده و . ( 2 ) - ب : عده شده است . ( 3 ) - ب : چنان كه . ( 4 ) - ب : و وجه . ( 5 ) - ب : در ديباچه . ( 6 ) - ب : گشت . ( 7 ) - به منصات . ( 8 ) - دم : چون در مطمورهء كثرت . ( 9 ) - ب : آينتها . دم : آئينهاى . ( 10 ) - ب : هريك . ( 11 ) - ن : لمعه . ( 12 ) - ب : وجود از تقدم . ( 13 ) - ب : شد .